« عبرتهاي مشروطه »
4 اسفند 1388 ساعت 16:13
در روز هاي اخير سريالي از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود تحت عنوان » سالهاي مشروطه «.
اين سريال تاريخي جداي از برخي نقاط قوت فني از جمله استفاده از بازيگران توانمند و مطرح سينماي کشور و نيز عدم پرداختن به حاشيه هاي معمول در سريالهاي ايراني و تلاش براي طرح خلاصه تاريخ يکصد و پنجاه سال اخير کشورمان حاوي نکات ارزشمند و عبرت آموز ديگري هست که توجه به اين موارد بيش از جنبه هاي هنري موضوع از اهميت ويژه اي بر خوردار مي باشد .
در گيري ها و کشت و کشتارهاي داخلي و حذف نيروهاي ارزشي و وطن خواه و تشديد اختلاف ميان مشروطه خواهان و دولت از يک سو و دولت و مجلس از سوي ديگر با انجام ترور هاي سياسي به دست نيروهاي فريب خورده داخلي به نام دفاع از مشروطه يا مشروعه يا سلطنت قاجار ، همه و همه نشان دهنده يک موضوع بسيار مهم است و آن اينکه هيچ يک از طرفين در گير و نزاع ، به تنهايي تئوريسين آغاز در گيري و ترور و حذف نبوده و دست هاي پنهان فتنه ، دست هاي ايراني مبارز را به خدمت مي گيرد و کميته موسوم به مجازات ، با خريد دستهاي ايراني جماعت ، آشوب و فتنه به پا
مي کند و در مدّت کوتاهي همه انرژي هاي قاجاري و روحاني و ستار خاني و باقر خاني به جاي ساختن کشور و اتّحاد و همدلي براي مبارزه عليه حضور بيگانه در مملکت ، به جان هم مي افتند و تخليه مي شوند و مقطع بسيار مهمي از شور و هيجان انقلابي که براي استقلال و آزادي ايران عزيز در سرتاسر کشور شکل گرفته است با پرداخت هزينه هاي بيشمار معنوي فرصت سوزي
مي شود .
طرفين درگير ، بي آنکه بدانند فتنه از کجا تئوريزه
مي شود و اسلحه از دست چه کساني به دست ايراني انقلابي ! مي رسد و تير از ترکش کدامين جبهه نواخته
مي شود و اظهارات تحريک آميز از کدام منبع زير زميني در حلقوم انقلابيون و دولتيان و مجلسيان کار گذاشته مي شود به جان هم افتاده اند و استعمار پير انگليس و سلسله شوم صهيونيسم در ميدان سياست ايران يکّه تازي مي کند .
سير جريانات اين سريال ، ناخود آگاه آدمي را به تشابه اوضاع آن زمان به وضعيت فعلي کشور عزيزمان
مي کشاند .
امروز نيز مرزبندي هاي سياسي کشور که هر روز پر رنگ تر و پر رنگ تر مي شود و پروژه حذف از درون نظام که توسط عده اي از افراطيون به ظاهر مصلح ! پيگيري مي شود و قتل و غارت هاي مشکوک و شعارها و اظهارات تند و ويران کن برخي به نام دفاع از دين و شريعت و کوتاه نيامدن هيچ يک از طرفين نزاع بدليل گرم شدن روز به روز آتش فتنه که با هيزم دست هاي پنهان داغ تر و داغ تر مي شود و حمله به اصول فکري و اعتقادي ملّت که براي تحقق آن لااقل سي سال
جان نثاري ها و فداکاري ها کرده اند ، همه و همه در همان جهتي پيش مي روند که سريال سالهاي مشروطه پيش برده مي شود .
بدون توجه به همزماني پخش هر شب اين سريال با ادامه اختلافات داخلي امروز نظام ، حقيقتاً زمان آن فرا رسيده است تا با تامل در تاريخ که به قول برخي مورخين همواره در حال تکرار است ، از تجارب تلخي که ايران عزيزاز چنين مسائلي به خود ديده و زنان و مردان
آزاده اي در لابلاي فتنه و آشوب هاي سياسي حذف و نابود گرديده اند و انرژيهاي سر شار از شور انقلابي و آزادي خواهي و اصولگرايي و اصلاح طلبي به بيابان
برهوت و لم يرزع تخليه شده و ثمري براي اعتلاي ايران و ايراني جماعت نداشته است ، عبرت بگيريم و با از خود گذشتگي وتدبير و تدّبر و آينده نگري ، بهره جويان از
روزگاران فتنه در اين مملکت را نا اميد سازيم و با کنار گذاشتن منيت ها و خود خواهي ها و تحقير ديگران و قرار گرفتن در موضوع حق مطلق و ناديده گرفتن حقوق ديگران بعنوان نا حقّ مطلق و بي سوء استفاده از قدرت در اختيار سياسي و مذهبي و اقتصادي ، به همدلي ها و دوستي ها همّت گماريم و ابرو باد و مه و خورشيد و فلک را به کار بنديم و طرحي نو در اندازيم و اين نخواهد شد مگر با رعايت همه موارد فوق الذکر از سوي بزرگان و زعماي قوم تا مردم نيز با تبعيت از آنان ، دست فتنه گران و بد خواهان اين آب و خاک را از وطن خود کوتاه سازند . انشاالله
اين سريال تاريخي جداي از برخي نقاط قوت فني از جمله استفاده از بازيگران توانمند و مطرح سينماي کشور و نيز عدم پرداختن به حاشيه هاي معمول در سريالهاي ايراني و تلاش براي طرح خلاصه تاريخ يکصد و پنجاه سال اخير کشورمان حاوي نکات ارزشمند و عبرت آموز ديگري هست که توجه به اين موارد بيش از جنبه هاي هنري موضوع از اهميت ويژه اي بر خوردار مي باشد .
در گيري ها و کشت و کشتارهاي داخلي و حذف نيروهاي ارزشي و وطن خواه و تشديد اختلاف ميان مشروطه خواهان و دولت از يک سو و دولت و مجلس از سوي ديگر با انجام ترور هاي سياسي به دست نيروهاي فريب خورده داخلي به نام دفاع از مشروطه يا مشروعه يا سلطنت قاجار ، همه و همه نشان دهنده يک موضوع بسيار مهم است و آن اينکه هيچ يک از طرفين در گير و نزاع ، به تنهايي تئوريسين آغاز در گيري و ترور و حذف نبوده و دست هاي پنهان فتنه ، دست هاي ايراني مبارز را به خدمت مي گيرد و کميته موسوم به مجازات ، با خريد دستهاي ايراني جماعت ، آشوب و فتنه به پا
مي کند و در مدّت کوتاهي همه انرژي هاي قاجاري و روحاني و ستار خاني و باقر خاني به جاي ساختن کشور و اتّحاد و همدلي براي مبارزه عليه حضور بيگانه در مملکت ، به جان هم مي افتند و تخليه مي شوند و مقطع بسيار مهمي از شور و هيجان انقلابي که براي استقلال و آزادي ايران عزيز در سرتاسر کشور شکل گرفته است با پرداخت هزينه هاي بيشمار معنوي فرصت سوزي
مي شود .
طرفين درگير ، بي آنکه بدانند فتنه از کجا تئوريزه
مي شود و اسلحه از دست چه کساني به دست ايراني انقلابي ! مي رسد و تير از ترکش کدامين جبهه نواخته
مي شود و اظهارات تحريک آميز از کدام منبع زير زميني در حلقوم انقلابيون و دولتيان و مجلسيان کار گذاشته مي شود به جان هم افتاده اند و استعمار پير انگليس و سلسله شوم صهيونيسم در ميدان سياست ايران يکّه تازي مي کند .
سير جريانات اين سريال ، ناخود آگاه آدمي را به تشابه اوضاع آن زمان به وضعيت فعلي کشور عزيزمان
مي کشاند .
امروز نيز مرزبندي هاي سياسي کشور که هر روز پر رنگ تر و پر رنگ تر مي شود و پروژه حذف از درون نظام که توسط عده اي از افراطيون به ظاهر مصلح ! پيگيري مي شود و قتل و غارت هاي مشکوک و شعارها و اظهارات تند و ويران کن برخي به نام دفاع از دين و شريعت و کوتاه نيامدن هيچ يک از طرفين نزاع بدليل گرم شدن روز به روز آتش فتنه که با هيزم دست هاي پنهان داغ تر و داغ تر مي شود و حمله به اصول فکري و اعتقادي ملّت که براي تحقق آن لااقل سي سال
جان نثاري ها و فداکاري ها کرده اند ، همه و همه در همان جهتي پيش مي روند که سريال سالهاي مشروطه پيش برده مي شود .
بدون توجه به همزماني پخش هر شب اين سريال با ادامه اختلافات داخلي امروز نظام ، حقيقتاً زمان آن فرا رسيده است تا با تامل در تاريخ که به قول برخي مورخين همواره در حال تکرار است ، از تجارب تلخي که ايران عزيزاز چنين مسائلي به خود ديده و زنان و مردان
آزاده اي در لابلاي فتنه و آشوب هاي سياسي حذف و نابود گرديده اند و انرژيهاي سر شار از شور انقلابي و آزادي خواهي و اصولگرايي و اصلاح طلبي به بيابان
برهوت و لم يرزع تخليه شده و ثمري براي اعتلاي ايران و ايراني جماعت نداشته است ، عبرت بگيريم و با از خود گذشتگي وتدبير و تدّبر و آينده نگري ، بهره جويان از
روزگاران فتنه در اين مملکت را نا اميد سازيم و با کنار گذاشتن منيت ها و خود خواهي ها و تحقير ديگران و قرار گرفتن در موضوع حق مطلق و ناديده گرفتن حقوق ديگران بعنوان نا حقّ مطلق و بي سوء استفاده از قدرت در اختيار سياسي و مذهبي و اقتصادي ، به همدلي ها و دوستي ها همّت گماريم و ابرو باد و مه و خورشيد و فلک را به کار بنديم و طرحي نو در اندازيم و اين نخواهد شد مگر با رعايت همه موارد فوق الذکر از سوي بزرگان و زعماي قوم تا مردم نيز با تبعيت از آنان ، دست فتنه گران و بد خواهان اين آب و خاک را از وطن خود کوتاه سازند . انشاالله

